روفگاردن زمانی حیاط میشود که برای استفاده واقعی طراحی شود.
روفگاردن زمانی حیاط میشود که برای استفاده واقعی طراحی شود | تجربه برج زمرد سوهانک
گاهی روفگاردن به چند گلدان، کفسازی و یک تصویر جذاب محدود میشود.
اما مسئله اصلی این نیست که بام چقدر سبز دیده میشود. سؤال مهمتر این است که ساکن واقعاً برای چه کاری میتواند به آنجا برود و چه چیزهایی استفاده از فضا را ممکن میکنند.
در طراحی روفگاردن برج زمرد سوهانک، سؤال ما از همینجا شروع شد:
این فضا چه باری میتواند از دوش زندگی آپارتمانی بردارد؟
روف برج حدود هزار مترمربع بود و برای فعالیتهای مختلفی مثل مهمانی، جشن تولد، مراسم خانوادگی، هیئت مذهبی، آشپزی، نشستن و خلوت برنامهریزی شد.
هدف این بود که روف فقط یک بام سبز نباشد؛ فضایی باشد که بشود واقعاً از آن استفاده کرد.
تفاوت فضای سبز با حیاط قابلاستفاده
وجود گیاه بهتنهایی یک بام را به حیاط تبدیل نمیکند.
حیاط بخشی از زندگی است. باید بتوان در آن ماند، دور هم نشست، کاری انجام داد یا گاهی گوشهای خلوت کرد.
اگر روی بام جای نشستن باشد اما آب، برق یا امکانات لازم در جای مناسب نباشد، استفاده روزمره سخت میشود.
اگر هم معلوم نباشد چه کسی، چه زمانی و با چه قاعدهای میتواند از فضا استفاده کند، یک فضای مشترک میتواند بهجای فرصت، تبدیل به مسئله شود.
تأسیسات هم همینطورند. اگر بدون توجه به فضای قابلاستفاده در بام پخش شوند، ممکن است جاهایی را اشغال کنند که قرار بوده مردم در آن حرکت کنند یا بنشینند.
پس طراحی روفگاردن فقط انتخاب گیاه و کفپوش نیست.
باید بدانیم مردم قرار است آنجا چه کار کنند، برای آن کار چه چیزهایی لازم دارند و بعد فضا را متناسب با همان استفاده طراحی کنیم.
فعالیت باید قبل از فرم مشخص شود
در برج زمرد برای استفاده از روف، آشپزخانه، سینک، یخچال، کبابپز و پریز پیشبینی شد. حتی دو نقطه کبابپز در نظر گرفته شده بود.
اهمیت این جزئیات در تعداد یا قیمت تجهیزات نیست.
نکته اینجاست که قبل از تمامشدن فضا، درباره نوع استفاده از آن فکر شده بود.
البته این به معنی تکرار همین امکانات در هر ساختمانی نیست.
ممکن است بام یک ساختمان کوچک فقط به یک فضای نشستن مناسب و آب و برق نیاز داشته باشد. یک مجموعه بزرگتر شاید استفادههای خانوادگی متنوعتری داشته باشد.
نسخه واحدی وجود ندارد.
اما یک سؤال تقریباً همیشه باید اول پرسیده شود:
مردم دقیقاً برای چه کاری قرار است به این بام بیایند؟
مدیریت هم بخشی از طراحی فضای مشترک است
در برج زمرد، ورود به روف با کارت کنترل میشد و خانوادهها میتوانستند زمان مشخصی را برای استفاده رزرو کنند.
هدف این بود که فضای مشترک، بیصاحب و نامعلوم رها نشود و خانواده بداند چه زمانی و با چه شرایطی میتواند از آن استفاده کند.
این تجربه برای ما یک نکته مهم داشت:
در فضای مشترک، فقط شکل فضا مهم نیست. باید از قبل درباره دسترسی، زمان استفاده، ظرفیت، نظافت و شیوه نگهداری هم فکر کرد.
قاعده روشن لزوماً به معنی محدودکردن زندگی نیست. میتواند استفاده از یک فضای مشترک را قابلپیشبینیتر و منظمتر کند.
البته اینجا باید یک مرز را هم روشن نگه داشت.
پرونده پروژه، تصمیمهای طراحی و مدیریتی را ثبت میکند؛ اما برای اینکه بفهمیم این شیوه در طول زمان دقیقاً چقدر موفق بوده یا ساکنان چه ارزیابیای از آن داشتهاند، به داده بهرهبرداری و نظر خود ساکنان نیاز داریم.
تأسیسات را نمیشود به آخر کار موکول کرد
بام ساختمان فقط فضای نشستن و سبز نیست؛ لولهها، هواکشها و تجهیزات فنی هم باید جایی در آن قرار بگیرند.
اگر جای این تجهیزات از ابتدا دیده نشود، در پایان ممکن است وسط فضایی ظاهر شوند که قرار بوده برای استفاده مردم باشد.
در برج زمرد، لولههای تأسیساتی و هواکشها به نقاط متمرکز منتقل شدند و اختلاف سطحهای لازم در کفسازی پنهان شد.
اصل تصمیم ساده بود:
تأسیسات باید کار خودشان را انجام دهند، بدون اینکه بقیه بام را از کار بیندازند.
این اصل فقط مخصوص برج زمرد نیست. در هر روفگاردنی باید هم دسترسی لازم برای تعمیر و نگهداری تجهیزات وجود داشته باشد و هم جای آنها از ابتدا با فضای مورد استفاده مردم هماهنگ شود.
وقتی عنصر هویتی، کاربرد هم پیدا میکند
بادگیرهای نمادین برج بخشی از خط آسمان پروژه بودند.
روی روف، همین عناصر به فضاهای آلاچیقمانند برای نشستن تبدیل شدند.
یعنی چیزی که از دور بخشی از هویت ساختمان بود، از نزدیک هم وارد استفاده روزمره شد.
آبنمای مرکزی، سنگهای پاگذاری، کاشی فیروزهای و امکان حضور ماهی هم در طراحی روف پیشبینی شده بود.
برای ما، ارزش چنین عناصری فقط به ظاهرشان نیست. مهم این است که بتوانند بخشی از تجربه واقعی فضا باشند، نه اینکه صرفاً پسزمینه یک عکس زیبا شوند.
پنج سؤال قبل از طراحی یک روفگاردن
قبل از اینکه سراغ انتخاب گیاه، کفپوش و ظاهر روف برویم، بهتر است پنج سؤال روشن را جواب بدهیم:
- مردم برای چه فعالیتهایی قرار است به بام بیایند؟
- برای این فعالیتها به چه امکاناتی مثل آب، برق، شستوشو یا آمادهکردن غذا نیاز دارند؟
- چه کسی، چه زمانی و با چه قاعدهای میتواند از فضا استفاده کند؟
- تجهیزات فنی کجا قرار میگیرند و برای تعمیرشان چطور باید به آنها دسترسی داشت؟
- کجای بام برای دورهمبودن است و کجای آن برای نشستن آرام یا خلوت؟
اگر جواب این سؤالها روشن نباشد، حتی یک روفگاردن زیبا ممکن است بیشتر دیده شود تا استفاده شود.
جمعبندی
روفگاردن فقط با سبزشدن بام به حیاط تبدیل نمیشود.
اول باید بدانیم قرار است چه بخشی از زندگی روی آن اتفاق بیفتد. بعد امکانات، تأسیسات، شکل فضا و قواعد استفاده را متناسب با همان زندگی طراحی کنیم.
تجربه روفگاردن برج زمرد برای ما یک سؤال را پررنگ کرد:
قبل از اینکه بپرسیم «چه شکلی باشد؟» باید بپرسیم:
«قرار است اینجا چه اتفاقی در زندگی آدمها بیفتد؟»
پاسخ این سؤال برای هر ساختمان فرق میکند.
اما اگر اصلاً پرسیده نشود، روفگاردن ممکن است به فضایی تبدیل شود که بیشتر برای دیدهشدن ساخته شده تا زندگیکردن.
