ویـــلای امتــداد
این پروژه در چالوس و بر روی زمینی با شیب بیش از ۴۰ درجه تعریف شد؛ زمینی با توپوگرافی تند و یک سازهی نیمهکارهی رهاشده که سالها بلااستفاده مانده بود.
چالش اصلی پروژه نه متراژ آن، بلکه امکانپذیر کردن حضور معماری در بستری بود که ذاتاً در برابر مداخلهی مستقیم مقاومت میکرد.
در بسیاری از پروژههای مشابه، راهحل معمول، تسطیح زمین یا مهار خشن شیب است؛ اما در این طرح، شیب بهعنوان واقعیت غیرقابل حذف پذیرفته شد.
رویکرد طراحی بر پایهی خوانش دقیق خطوط توپوگرافی شکل گرفت و لنداسکیپ به عنصر مولد سازماندهی فضا تبدیل شد، نه الحاقی تزئینی.
سطوح حرکتی، تراسها و سکوهای سبز در امتداد شیب تعریف شدند تا حرکت در پروژه، ادامهی طبیعی حرکت زمین باشد.
بهجای آنکه بنا بر زمین تحمیل شود، رابطهای همراستا میان ساختار فضایی و شیب شکل گرفت.
این همراستایی، علاوه بر کاهش مداخلات سازهای، تجربهای پیوسته و آرام از ورود تا سکون را ایجاد میکند.
بازتعریف سازهی نیمهکارهی موجود نیز بخشی از استراتژی پروژه بود.
بهجای حذف کامل، ساختار موجود در منطق جدید پروژه ادغام شد و به بخشی از روایت معماری تبدیل گردید.
به این ترتیب، پروژه نه از صفر، بلکه از شرایط واقعی خود آغاز شد.
نتیجه، نمونهای است که نشان میدهد در زمینهای بهظاهر ناممکن نیز میتوان با یک تصمیم طراحی دقیق و خوانش صحیح بستر، محدودیت را به فرصت تبدیل کرد. این پروژه کوچک در مقیاس،
اما پیچیده در مسئله، تعریفی دوباره از رابطهی معماری و شیب ارائه میدهد.
