اگر بازار ایرانی را امروز میساختیم؟ سرای زمرد و ایده «معماری ایرانی برای امروز»
چرا ساختمانی که در بازار تهران ساخته میشود، باید بتواند تقریباً بدون تغییر در هر جای دیگری هم ساخته شود؟
سرای زمرد از همین سؤال شروع شد. نه از انتخاب نما، نه از فرم و نه از جزئیات معماری.
سؤال اولیه این بود: وقتی یک بنای جدید در دل بافتی مثل بازار تهران ساخته میشود، چه نسبتی باید با جایی که در آن قرار گرفته داشته باشد؟
برای ما مسئله فقط این نبود که ساختمان «ایرانی به نظر برسد». مسئله این بود که معماری چقدر باید مکان را بفهمد و بعد به نیازهای امروز جواب بدهد.
اگر بتوانیم ساختمانی را از یک نقطه شهر برداریم و در جای دیگری بگذاریم، بدون اینکه چیز مهمی در معنا یا منطق طراحی آن تغییر کند، باید پرسید نقش مکان در طراحی چه بوده است؟
سرای زمرد با تلاش برای پاسخ به همین مسئله شکل گرفت.
بازار فقط یک کاربری تجاری نیست
وقتی از «بازار ایرانی» حرف میزنیم، منظور یک فرم ثابت یا یک الگوی واحد نیست.
بازارهای تاریخی ایران در شهرها و شرایط مختلف یکسان نبودهاند و نمیشود یک نمونه را نماینده همه آنها دانست. به همین دلیل، هدف سرای زمرد هم استخراج یک فرمول ثابت از «بازار ایرانی» نبود.
اما برای بسیاری از ما، واژه بازار فقط مجموعهای از مغازهها را تداعی نمیکند.
راسته، حجره، طاق، نور، حرکت، مکث و ارتباط میان فضاها بخشی از تصویری هستند که از بازار در ذهن داریم.
همین تفاوت برای پروژه مهم بود.
اگر بازار فقط محل خرید باشد، مسئله طراحی را میشود به عملکرد تجاری، دسترسی و متراژ محدود کرد. اما وقتی یک بنا در دل بازار تهران قرار میگیرد، مکان دیگر فقط آدرس پروژه نیست؛ بخشی از صورتمسئله معماری است.
سرای زمرد قرار بود این نسبت را جدی بگیرد.
مسئله، کپیکردن گذشته نبود
در برخورد با معماری ایرانی یک میانبُر ساده وجود دارد: چند عنصر آشنا را برداریم و نتیجه را «معماری ایرانی» بنامیم.
طاق، آجر، کاشی، ارسی و دیگر عناصر تاریخی بخشی از میراث معماری ما هستند، اما حضور آنها بهتنهایی یک ساختمان را به معماری ایرانی تبدیل نمیکند.
از آن طرف، حذف فرمهای تاریخی هم الزاماً نشانه معاصر بودن نیست.
مسئله سرای زمرد انتخاب میان «فرم تاریخی» و «معماری امروز» نبود.
میشود یک فرم تاریخی را دوست داشت، حفظ کرد یا دوباره طراحی کرد؛ اما باید فهمید چرا به وجود آمده و چه نقشی داشته است.
پرسش اصلی این بود:
چه چیزی در معماری بازار ایرانی ارزش بازخوانی دارد؟
فقط شکل طاق؟
یا نحوه حرکت، نور، مکث، حریم، ارتباط میان فضاها و شیوه کنار هم قرار گرفتن فعالیتها هم بخشی از ماجراست؟
اینجا تفاوت مهمی میان «تکرار گذشته» و «خواندن گذشته» شکل میگیرد.
در تکرار، یک فرم آماده را برمیداریم و دوباره استفاده میکنیم.
در بازخوانی، ابتدا میپرسیم آن فرم یا سازمان فضایی چرا شکل گرفته و بعد بررسی میکنیم آیا هنوز برای نیاز امروز معنا دارد یا نه.
نیاز امروز را نمیشود کنار گذاشت
سرای زمرد قرار نبود یک بازار تاریخی مصنوعی باشد.
نیازهای یک ساختمان تجاری امروز با گذشته یکسان نیست. دسترسی، تجهیزات، خدمات، آسایش و شیوه استفاده از ساختمان تغییر کرده است.
اگر فقط ظاهر گذشته را بازسازی کنیم و نیاز امروز را نادیده بگیریم، نتیجه ممکن است بیشتر شبیه صحنهسازی تاریخی باشد تا معماری زنده.
ایده پروژه باید میان دو مسئله رابطه برقرار میکرد:
تعلق به مکان و پاسخدادن به زمان حاضر.
«معماری ایرانی برای امروز» برای ما از همینجا شروع میشود.
قرار نیست هر چیزی که قدیمی است تکرار شود. قرار هم نیست برای معاصر بودن، رابطهمان را با گذشته قطع کنیم.
باید بتوانیم تشخیص بدهیم چه چیزی هنوز ارزش ادامهدادن دارد، چه چیزی دیگر پاسخگو نیست و چه چیزی باید از نو طراحی شود.
بازار ایرانی، برای نیازهای امروز
اگر بخواهم ایده سرای زمرد را در یک جمله خلاصه کنم، میگویم:
«بازار ایرانی، برای نیازهای امروز.»
این عبارت قرار نیست فقط یک شعار برای معرفی پروژه باشد. باید بتواند معیار تصمیمهای طراحی باشد.
سؤال فقط این نیست که یک فرم «ایرانی دیده میشود یا نه».
سؤال مهمتر این است که آن تصمیم چه نسبتی با مکان، منطق معماری ایرانی و نیاز یک ساختمان معاصر دارد.
این نگاه کمک میکند پروژه در دو دام نیفتد.
یکی ساختن بنایی که نسبتش با بازار تهران آنقدر کمرنگ باشد که بتواند تقریباً در هر جای دیگری هم قرار بگیرد.
دیگری ساختن بنایی که فقط بخواهد شبیه گذشته دیده شود.
سرای زمرد تلاشی است برای پیدا کردن مسیر میان این دو.
و واژه «تلاش» مهم است.
این پروژه قرار نیست بهعنوان پاسخ نهایی به معماری بازار ایرانی معاصر معرفی شود. چنین ادعایی نه لازم است و نه قابل دفاع.
سرای زمرد یک پاسخ طراحی به یک مسئله مشخص، در یک مکان مشخص است.
«معماری ایرانی برای امروز» دقیقاً یعنی چه؟
اگر این عبارت تعریف نشود، خیلی راحت تبدیل به یک جمله زیبا و بیاثر میشود.
برای ما اولین سؤال همیشه مکان است.
ساختمان کجاست؟
بازار تهران در این پروژه صرفاً محل قرارگیری زمین نیست. زمینهای است که باید در شکلگیری ایده معماری حضور داشته باشد.
بعد باید سراغ گذشته رفت، اما نه برای جمعکردن شکلها و نشانهها.
باید پرسید چه فکری پشت آن معماری بوده است و کدام بخش از آن هنوز میتواند برای امروز قابل استفاده باشد.
در نهایت، هر ایده باید در برابر نیاز امروز سنجیده شود.
صرف اینکه یک فرم در معماری گذشته وجود داشته، دلیل کافی برای استفاده دوباره از آن نیست. همانطور که جدید بودن یک فرم هم بهخودیخود آن را بهتر نمیکند.
برای همین «معماری ایرانی برای امروز» را بیشتر از آنکه یک سبک بدانیم، یک روش طراحی میدانیم.
روشی که مجبورمان میکند قبل از انتخاب شکل، سه چیز را بفهمیم: کجا هستیم، چه چیزی از گذشته ارزش ادامهدادن دارد و آدم امروز چه نیازی دارد.
آیا علاقه به معماری گذشته، دلیل تکرار آن است؟
در این بحث باید مراقب یک تعمیم رایج هم بود.
نمیشود بدون پژوهش مستقل گفت همه مردم ایران معماری تاریخی را دوست دارند. همانطور که نمیشود از توجه مردم به یک بنای تاریخی نتیجه گرفت همان فرم باید در ساختمانهای امروز تکرار شود.
مشاهده علاقه یا کنجکاوی نسبت به بازارها و بناهای قدیمی، بهتنهایی مدرکی برای انتخاب یک سبک معماری نیست.
اما میتواند یک سؤال ایجاد کند:
چه چیزی در بعضی از این فضاها هنوز برای آدم امروز قابل توجه است؟
ممکن است پاسخ در شکل یک طاق باشد، ممکن است در نور، مقیاس، توالی فضاها، مکث، حریم یا ترکیبی از چند عامل باشد.
ارزش این سؤال در این است که ما را از تقلید مستقیم دور میکند.
بهجای اینکه بگوییم «این بنا زیباست، پس شکلش را تکرار کنیم»، میپرسیم «چه چیزی در این بنا باعث شده هنوز ارزش دیدن و بررسیکردن داشته باشد؟»
این دو نگاه نتیجه یکسانی ندارند.
از فرم تا منطق؛ بدون حذف فرم
گاهی برای دفاع از معماری معاصر، مسئله طوری مطرح میشود که انگار باید فرم تاریخی را کنار بگذاریم و فقط «منطق» پشت آن را حفظ کنیم.
این دو لزوماً از هم جدا نیستند.
یک طاق، یک حیاط یا یک سازمان فضایی میتواند هم ارزش فرمی داشته باشد و هم نتیجه یک منطق معماری باشد.
مسئله حذف فرم نیست؛ مسئله استفاده ناآگاهانه از آن است.
اگر فرمی امروز هم بتواند بخشی از مسئله طراحی را پاسخ بدهد، تاریخیبودنش دلیل حذف آن نیست.
همانطور که صرف تاریخیبودن هم استفاده از آن را توجیه نمیکند.
این نگاه برای سرای زمرد مهم بود، چون نمیخواستیم معماری ایرانی را به فهرستی از عناصر قابل کپی تبدیل کنیم.
هدف، فهمیدن بود؛ بعد تصمیمگرفتن.
چرا معرفی سرای زمرد را از جزئیات فنی شروع نمیکنیم؟
سرای زمرد تصمیمهای فضایی، معماری و فنی متعددی دارد، اما اگر معرفی پروژه را از همان ابتدا با این جزئیات شروع کنیم، بخش مهمتری گم میشود:
چرا این تصمیمها گرفته شدهاند؟
تعداد طبقات، سازه، تأسیسات، متراژ یا یک جزئیات فضایی بهخودیخود چیزی درباره هویت پروژه توضیح نمیدهد.
اول باید مسئله مادر روشن باشد.
بعد میتوان هر تصمیم را جداگانه بررسی کرد و پرسید: این انتخاب چه نسبتی با ایده اصلی پروژه دارد؟
این سؤال یک فایده دیگر هم دارد.
اجازه نمیدهد هر ویژگی پروژه را صرفاً چون در سرای زمرد استفاده شده، به «معماری ایرانی» نسبت بدهیم.
اگر قرار است ادعا کنیم یک تصمیم از منطق معماری ایرانی آمده، باید بتوانیم مسیر این ارتباط را توضیح بدهیم.
در غیر این صورت، آن تصمیم فقط یک تصمیم معماری یا فنی است و بهتر است همانطور معرفی شود.
سرای زمرد؛ یک پاسخ، نه پاسخ نهایی
سرای زمرد برای ما تلاشی در مسیر معماری ایرانی معاصر است.
نه نسخهای برای همه پروژههاست و نه قرار است مسئله معماری ایرانی امروز را با یک ساختمان حل کند.
پرسش پروژه محدودتر و روشنتر است:
اگر امروز در دل بازار تهران یک بنای جدید میسازیم، چطور میتواند معاصر باشد و در عین حال نسبتش را با هویت جایی که در آن ساخته شده از دست ندهد؟
پاسخ ما، بازخوانی است.
گذشته را بهعنوان تصویری آماده برای تقلید نبینیم؛ آن را بخوانیم و بفهمیم.
نیاز امروز را هم چیزی مزاحم هویت ندانیم؛ چون معماری اگر نتواند به زمان خودش پاسخ بدهد، زنده نمیماند.
این رویکرد ممکن است در یک پروژه دیگر به نتیجهای کاملاً متفاوت برسد.
و همین نکته مهم است.
هدف ساختن یک «سبک سرای زمرد» نیست که بتوان آن را در هر زمین و هر شهری تکرار کرد. اگر چنین اتفاقی بیفتد، دوباره به همان مشکلی برمیگردیم که از ابتدا دربارهاش سؤال داشتیم: معماریای که مکان برایش فرقی نمیکند.
سرای زمرد از یک سؤال شروع شد و بهتر است با همان سؤال شناخته شود:
اگر بازار ایرانی را امروز میساختیم، چه چیزی از گذشته را نگه میداشتیم، چه چیزی را تغییر میدادیم و چه چیزی را از نو طراحی میکردیم؟
پاسخ این سؤال قرار نیست فقط در حرف داده شود.
باید بتوان آن را در تصمیمهای خود پروژه دنبال کرد.
