استودیو معماری طاهری

ویلا بدون طبیعت، چه فرقی با آپارتمان دارد؟

ویلا بدون طبیعت، چه فرقی با آپارتمان دارد؟

ویلا بدون طبیعت، چه فرقی با آپارتمان دارد؟

نویسنده: مصطفی طاهری | معمار و بنیان‌گذار استودیو طاهری

ویلا فقط ساختمان نیست؛ نقش محوطه و طبیعت در طراحی ویلا | تجربه ویلای قاب

وقتی اسم ویلا می‌آید، معمولاً اولین چیزی که دیده می‌شود خود ساختمان است؛ متراژ بنا، نما، پنجره‌های بزرگ، تراس، اتاق‌ها و فضای داخلی.

اما یک سؤال ساده وجود دارد:

اگر تمام ارزش یک ویلا همین ساختمان باشد، چه تفاوت اساسی‌ای با یک خانه یا آپارتمان خوب در شهر دارد؟

ساختمان خوب را می‌شود در شهر هم ساخت. حتی ممکن است یک آپارتمان شهری از نظر کیفیت ساخت، امکانات و فضای داخلی از بسیاری از ویلاها بهتر باشد.

چیزی که ویلا فرصت متفاوتی برای آن ایجاد می‌کند، رابطه مستقیم‌تر زندگی با زمین و طبیعت است.

درخت، آب، سایه، آسمان، باغ و فضایی که اجازه می‌دهد بخشی از زندگی از داخل ساختمان بیرون بیاید.

برای همین، محوطه را نمی‌توان فضای باقی‌مانده دور ساختمان دانست.

محوطه بخشی از خودِ مفهوم ویلاست.

تفاوت ویلا و آپارتمان فقط در تعداد طبقات نیست

گاهی ساختمانی را روی یک زمین بزرگ می‌سازیم و اسمش را ویلا می‌گذاریم، درحالی‌که تقریباً تمام زندگی همچنان داخل بنا اتفاق می‌افتد.

از در وارد ساختمان می‌شویم، در نشیمن می‌نشینیم، غذا می‌خوریم، استراحت می‌کنیم و دوباره از همان مسیر خارج می‌شویم.

زمین اطراف هم بیشتر چیزی است که از پشت پنجره دیده می‌شود.

این مدل ممکن است خانه خوبی باشد، اما بخش مهمی از فرصتی که ویلا در اختیار ما قرار می‌دهد استفاده نشده است.

ویلا این امکان را دارد که مرز زندگی داخل و بیرون را کمتر کند.

بخشی از نشستن، دورهم‌بودن، غذاخوردن، قدم‌زدن یا حتی چند دقیقه تنهاشدن می‌تواند بیرون از ساختمان اتفاق بیفتد.

اینجاست که طبیعت از «منظره» خارج می‌شود و وارد زندگی می‌شود.

محوطه قرار نیست فقط زیبا باشد

محوطه‌سازی را گاهی با چند درخت، چمن، سنگ‌فرش و یک آبنما یکی می‌گیریم.

اما سؤال مهم‌تر این است:

این محوطه قرار است چه چیزی به زندگی اضافه کند؟

درخت فقط برای سبزشدن تصویر نیست. می‌تواند جایی برای ماندن و سایه ایجاد کند.

مسیر فقط برای رسیدن از در ورودی به ساختمان نیست. می‌تواند نحوه تجربه باغ را تغییر دهد.

آب فقط یک عنصر تزئینی نیست. می‌تواند بخشی از حضور طبیعت در فضا باشد.

و فضای باز فقط نباید دیده شود؛ باید بتوان از آن استفاده کرد.

اگر کسی برای نشستن، ماندن و بیرون‌آمدن از ساختمان دلیل نداشته باشد، حتی زیباترین باغ هم ممکن است بیشتر تبدیل به منظره شود تا بخشی از زندگی.

تجربه ویلای قاب؛ باغی که قرار نبود یک‌باره دیده شود

در طراحی ویلای قاب، محوطه ادامه خودِ معماری دیده شده بود.

درخت، آب، اختلاف سطح، مسیر حرکت و فضاهای نشستن قرار نبود صرفاً اطراف ساختمان را پُر کنند.

یکی از ایده‌های طرح این بود که باغ در همان لحظه ورود کاملاً آشکار نشود.

قرار بود در طول حرکت، بخش‌های مختلف محوطه کم‌کم دیده شوند و تجربه باغ فقط به یک نگاه از ابتدا تا انتهای زمین محدود نشود.

این تصمیم برای ساختن یک تصویر پیچیده نبود.

هدف این بود که حرکت در باغ خودش بخشی از تجربه ویلا باشد.

ساختمان یک طرف ماجرا بود و طبیعت طرف دیگر؛ این دو باید کنار هم یک زندگی واحد می‌ساختند.

ساختمان نباید تمام زمین را از آنِ خودش کند

یکی از سؤال‌های مهم در طراحی ویلا این است که ساختمان چه نسبتی با زمین دارد.

وقتی تقریباً تمام توجه، بودجه و تصمیم‌های طراحی به بنا اختصاص پیدا کند، محوطه به چیزی تبدیل می‌شود که باید خودش را با آنچه باقی مانده تطبیق دهد.

درحالی‌که می‌توان از ابتدا سؤال را جور دیگری مطرح کرد:

چه مقدار از زندگی قرار است داخل ساختمان باشد و چه مقدار بیرون؟

آیا لازم است تمام متراژی که امکان ساختش وجود دارد ساخته شود؟

یا گاهی ارزش چند متر باغ، یک درخت خوب، یک فضای نشستن زیر سایه یا ارتباط مستقیم‌تر با بیرون، بیشتر از اضافه‌کردن چند متر به فضای داخلی است؟

این پاسخ برای هر خانواده و هر زمین متفاوت است.

اما خودِ سؤال نباید حذف شود.

طبیعت فقط چیزی نیست که از پنجره ببینیم

پنجره بزرگ و دید خوب به باغ ارزشمند است، اما رابطه با طبیعت فقط «دیدن» نیست.

فرق زیادی وجود دارد بین اینکه پشت شیشه به یک درخت نگاه کنیم و اینکه بتوانیم چند قدم جلوتر زیر همان درخت بنشینیم.

بین دیدن باران از داخل و حضور در یک فضای نیمه‌باز.

بین داشتن یک باغ در تصویر و داشتن باغی که واقعاً بخشی از روزمان را در آن می‌گذرانیم.

این همان نقطه‌ای است که محوطه از پس‌زمینه ساختمان خارج می‌شود و تبدیل به بخشی از خانه می‌شود.

یک ویلای خوب الزاماً باغ بزرگ نمی‌خواهد

این نگاه به معنی نیاز به زمین بسیار بزرگ یا محوطه‌سازی گران‌قیمت نیست.

حتی در یک زمین محدود هم می‌شود رابطه بنا با فضای باز را جدی گرفت.

گاهی یک حیاط کوچک که درست به فضای زندگی وصل شده، بسیار قابل‌استفاده‌تر از باغ بزرگی است که هیچ ارتباط واقعی با داخل خانه ندارد.

مسئله تعداد درخت‌ها یا متراژ فضای سبز نیست.

مسئله این است که طبیعت چقدر وارد زندگی روزمره شده است.

قبل از طراحی ویلا این چند سؤال را بپرسیم

قبل از اینکه تمام تمرکز روی نما، متراژ و تعداد اتاق‌ها برود، چند سؤال ساده می‌تواند مسیر طراحی را تغییر دهد:

  • قرار است چه بخشی از روز را بیرون از ساختمان بگذرانیم؟
  • از کدام فضاهای داخل خانه باید دسترسی طبیعی به محوطه داشته باشیم؟
  • کجا می‌شود نشست، ماند یا خلوت کرد؟
  • درخت، سایه و آب چه نقشی در استفاده واقعی از محوطه دارند؟
  • وقتی از ساختمان بیرون می‌آییم، آیا واقعاً وارد طبیعت می‌شویم یا فقط وارد یک سطح سنگ‌فرش‌شده دیگر؟

جواب این سؤال‌ها برای همه یکسان نیست.

اتفاقاً ویلا زمانی ارزشمندتر می‌شود که متناسب با مدل زندگی همان خانواده طراحی شود.

اصل ویلا، زندگی بین ساختمان و طبیعت است

برای داشتن یک ساختمان خوب، لازم نیست حتماً ویلا داشته باشیم.

ساختمان خوب را در شهر هم می‌شود ساخت.

آن چیزی که به ویلا یک فرصت متفاوت می‌دهد، امکان زندگی نزدیک‌تر با زمین، آسمان و طبیعت است.

برای همین، وقتی درباره طراحی ویلا حرف می‌زنیم، نباید تمام توجه‌مان را روی خود بنا بگذاریم.

ساختمان فقط بخشی از ماجراست.

بخش دیگر، زندگی‌ای است که بیرون از آن شکل می‌گیرد.

و شاید بهترین معیار برای سنجیدن یک ویلا همین باشد:

وقتی از ساختمان بیرون می‌آیی، آیا هنوز احساس می‌کنی در خانه‌ای، یا فقط از ساختمان خارج شده‌ای؟